تاثیر مصرف مکمل کوئرستین بر CRP و IL-6 پس از یک جلسه تمرین مقاومتی وامانده ساز در مردان جوان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 فلوشیپ اینترونشنال کاردیولوژی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زنجان، زنجان، ایران.

2 فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

چکیده

زمینه و هدف:فعالیتهایشدید بدنیموجب افزایشتولید شاخص های التهابی میشود،کهمىتواندسلامتو عملکرد ورزشکارانرابهمخاطرهبیندازد. کوئرستینیکفلاونوئیدباخواصآنتیاکسیدانیوضدالتهابیاست. بنابراین، مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر مصرف مکمل کوئرستین بر CRP و IL-6متعاقب یک جلسه فعالیت مقاومتی وامانده ساز صورت گرفت.
روش کار: این کارآزمایی بالینی دو سوکور کنترل شده با دارونما در 22 مرد جوان به مدت هفت روز انجام شد. افراد به صورت تصادفی در یکی از دو گروه کوئرستین(1000میلی گرم) و دارونما(1000میلی گرم دکستروز) قرار گرفتند. اندازهگیرىهاىپیکرسنجى و آزمایشهاىبیوشیمیایىخون(CRP و IL-6) درابتداوانتهاىمطالعهانجام شد. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه های تکراری(2×2) انجام وسطحمعنیداری 05/0>p0منظورگردید
یافته ها:درانتهاىمطالعهدرگروه دارونماغلظت CRP و IL-6 سرم نسبت به پیش آزمون افزایش معنی دار یافت(05 /0>p). ولی در گروه مکمل کوئرستین این تغییرات معنی دار نبود. میانگیناین شاخص هادرانتهاىمطالعهبیندوگروهتفاوتمعنادارىبایک دیگرداشتند(05 /0>p).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کوئرستین در پیشگیری از التهاب پس از ورزش مقاومتی وامانده ساز در مردان جوان موثر است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

 

تمرین مقاومتی یکی از رایج ترین شکل های تمرین بدنی است و به فراوانی توسط افراد معمولی و ورزشکاران حرفه ای برای بهبود آمادگی جسمانی، بهبود اجرا، جلوگیری از آسیب ها و افزایش عضله و قدرت مورد استفاده قرار می گیرد(25). دانشکده ی طب ورزشی و موسسه قلب آمریکا تمرینات مقاومتی و قدرت را به عنوان شاخص مهم برنامه آمادگی جسمانی همه افراد جامعه در تمامی رده های سنی معرفی کرده اند(23). با این حال، اجرای این تمرینات احتمال آسیب سلولی را افزایش می دهد، بارهای مکانیکی ناشی از اجرای این تمرینات باعث ایجاد استرس، درد، التهاب و گاهی آسیب در عضلات در حال فعالیت و بافت همبند می شود(17)، به گونه ای که در طی فعالیت های ورزشی شدید به خصوص فعالیت های مقاومتی با وزنه به علت افزایش فشارهای مکانیکی- متابولیکی و سرکوب دستگاه ایمنی، سیتوکین های التهابی مانند IL-8، IL-6، IL-10، TNF-a، MIF-1 و MCP-1 افزایش می یابند. نشان داده شده است که بالاترین سطح این سایتوکین ها بیشترین آسیب عضلانی را در ورزشکاران به دنبال دارد(4). به عنوان مثال، فاتوروس و همکاران به دنبال انجام یک جلسه فعالیت مقاومتی دایره ای به مدت 30 دقیقه در 17 مرد جوان سالم گزارش کردند که میزان سطوح  TNF-αو  IL-6بلافاصله پس از فعالیت افزایش معنی داری می یابد(14). افزایش شاخص های التهابیCRP-hs)  و (IL-6 در بین افراد به ظاهر سالم، به طور بالقوه با افزایش خطر بیماری های قلبی-عروقی همراه است، به طوری که افزایش مقادیر این شاخص ها به ویژهCRP-hs ، 2 تا 5 برابر خطر حوادث قلبی-عروقی را افزایش می دهد. یکی از مهم ترین آثار IL-6، تحریک تولید CRP-hs است که از کبد ترشح می شود. این سایتوکاین می تواند به بافت آسیب دیده، آنتی ژن­های هسته ای و پاتوژن های ویژه متصل شود(2،30). با وجود این، با توجه به اثر تمرینات قدرتى در ایجاد آسیب­هاى عضلانى از یک سو، و ارتباط بین وقوع این گونه آسیب ها با التهاب سیستمى، به نظر می رسد مصرف مکمل هاى گیاهى ضدالتهابى در کاهش التهاب متعاقب اجراى این تمرینات و در نتیجه حفظ عملکرد و سلامت ورزشکاران سودمند است. به طوری که، محققین پزشکی ورزشی عنوان کرده اند با استفاده از مکمل های خوراکی- تغذیه ای ضداکسایشی و ضدالتهابی می توان به نحو مطلوبی از بروز پاسخ های التهابی ناشی از انجام تمرینات ورزشی جلوگیری کرد(20). در مطالعات in vitro اثر ضد التهابی کوئرستین از طریق مهار انتقال NF-Kb در سلول هایی مانند ماکروفاژها و PBMC ها اثبات شده است(4). کوئرستین به گروهی از رنگ دانه های گیاهی به نام فلاونوئیدها تعلق دارد که به بسیاری از میوه­ها و سبزیجات رنگ می دهد و یکی از فراوان ترین و مهم ترین ترکیبات خانواده فلاونوئیدها به شمار می رود، زیرا بیش ترین خاصیت آنتی اکسیدانی را در میان سایر فلاونوئیدها دارد و حتی در مقایسه با ویتامین C نیز حدود شش برابر قوی تر است(32،16). این فلاونول در مواد غذایی از جمله سیب، پیاز، زغال اخته، شراب قرمز و چای یافت می شود(16). مهم ترین خاصیت کوئرستین خاصیت آنتی اکسیدانی و ضدالتهابی آن است که منجر به خواص مفید مانند خاصیت آنتی ویروسی، ضد باکتریایی و ضد سرطانی آن می گردد. تحقیقات مهم و قابل اعتماد نشان دهنده خواص مفید دیگری از جمله خاصیت ضدآسمی، ضد پرفشاری خون، ضد دیابت، ضد نقرس برای کوئرستین می باشد(32، 16، 1). هم چنین کوئرستین باعث خنثی شدن رادیکال های آزاد و کاهش تخریب و مرگ سلول ها می شود که با از بین بردن رادیکال های آزاد، موجب کاهش اکسیدشدن LDL کلسترول شده و در نتیجه منجر به کاهش LDL کلسترول و بیماری های قلبی می شود(37). خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت در میان افرادی که رژیم غذایی آن ها شامل میزان زیادی کوئرستین است، کاهش می یابد. به طوری که نتایج مطالعه ای در ایالات متحده آمریکا نشان داد در بزرگسالانی که رژیم غذایی آن ها سرشار از کوئرستین است CRP به میزان قابل توجهی پایین بود(26). با تجویز دوزهای وریدی 100-150میلی گرم کوئرستین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن در خرگوش، هیچ گونه عارضه ای حاصل نشد. از مطالعات حیوانی دیگر نیز هیچ مدرکی دال بر افزایش معنی دار نئوپلاسم مرتبط با تجویز خوراکی کوئرستین مشاهده نگردید. هم چنین در مطالعات انسانی مصرف مکمل کوئرستین بدون عارضه و امن گزارش شده است(1). با این حال، مطالعات محدود و متناقضی درباره­ی تأثیرات کوئرستین بر پاسخ شاخص های التهابی متعاقب فعالیت های ورزشی وجود دارد. به عنوان مثال، در مطالعه ای توسط نیمان(nieman) و همکاران مکمل یاری با کوئرستین منجر به کاهش تولید سیتوکین های التهابی در 63 دونده ی حرفه ای ماراتون نشد(27). در حالی که در یک کارآزمایی بالینی دیگری(نیمان و همکاران) دو هفته مکمل یاری با کوئرستین موجب کاهش عوامل التهابی از جمله CRP، IL-6 و IL-10 در دوچرخه سواران حرفه ای گردید(28). بنابراین به دلیل وجود ابهامات و کم بودن بررسی ها در زمینه مصرف مکمل کوئرستین و از طرفی با توجه به این که فعالیت­های مقاومتی شدید ممکن است باعث ایجاد شرایط التهاب و در پی آن، ایجاد آسیب و کاهش عملکرد در ورزشکاران شود و نظر به آثار سودمند احتمالی مکمل­های غذایی برای افراد درگیر در فعالیت های شدید، این پرسش مطرح می شود که مصرف کوئرستین، چه تاثیری بر شاخص های التهابی پس از یک جلسه تمرین مقاومتی دارد؟ بدین منظور، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر مصرف مکمل کوئرستین بر شاخص های التهابی CRP و IL-6  سرم متعاقب یک جلسه فعالیت مقاومتی در مردان جوان طراحی گردید.

مواد و روش ها

پژوهش حاضر در قالب طرح نیمه تجربی دو گروهی به صورت دو سوکور و کنترل شده با دارونما با جایگزینی تصادفی انجام شد. 22 دانشجوی رشته تربیت بدنی که هیچ نوع مکملی را قبل از اجرای مطالعه مصرف نکرده بودند و فاقد سابقه بیمار های کلیوی، قلبی، کبدی، دیابت و یا هر گونه آسیب یا مشکل جسمانی بودند به عنوان آزمودنی در این مطالعه، از بین 33 داوطلب انتخاب گردیدند(این موارد از طریق معاینه پزشکی و پرسشنامه محقق شد). چند روز قبل از شروع آزمون از آزمودنی ها رضایت نامه کتبی و پرسشنامه سابقه ورزشی و بیماری اخذ شد. قبل از تکمیل فرم رضایت نامه، اهداف، جزئیات و هم چنین نحوه اجرای پروتکل تحقیق به اطلاع آزمودنی ها رسید. سپس آزمودنی ها در یک جلسه جداگانه با نحوه کار با وزنه و انجام برنامه تمرینی آشنا و اندازه گیری های اولیه شامل قد، وزن و شاخص توده بدن انجام شد. علاوه بر این، قبل از اجرای مرحله اصلی تحقیق، ابتدا یک تکرار بیشینه هر فرد با استفاده از تمرینات ویژه در 5 ناحیه بدن(پرس سینه، جلو بازو، سرشانه، نظام دمبل، اسکوات، پشت ران وساق پا) با استفاده از فرمول برزیکی تعیین شد(9). [(0.0278*تعدادتکرار خستگی)-1.0278]/ وزنه جابجا شده(کیلوگرم)=یک تکرار بیشینه. سپس افراد نمونه(با توجه به داده های حاصل از پیش آزمون) با همگن سازی به روش آماری به دو گروه مکمل(تعداد: 11نفر) و دارونما(تعداد: 11نفر) تقسیم شدند(جدول1). حجم نمونه در مطالعه حاضر با توجه به در دسترس بودن آزمودنی ها و با استناد به پیشینه تحقیقات قبلی(34) و بر اساس مطالعه پایلوت در نظر گرفته شد که با پیش فرض اولیه برای هر گروه 11 نفر بر آورد گردید، و بنا بر آن بود که در صورت مشاهده تاثیرات مثبت، مطالعات تکمیلی با حجم نمونه بالاتر انجام گیرد.

برنامه تمرینی

برای اجرای پروتکل تمرینی به روش دلورم، از افراد خواسته شد تا با توجه به مقادیر یک تکرار بیشینه از پیش تعیین شده در هفت ایستگاه(پرس سینه، جلو بازو، سرشانه، نظام دمبل، اسکوات، پشت ران وساق پا) به تمرین بپردازند. در این روش(سیستم سبک به سنگین) ابتدا در نوبت(ست) اول، وزنه ای با مقاومت 50 درصد 1RM  فرد در یک تکرار اجرا می شود و در ست دوم 70 درصد 1RM فرد در یک تکرار و در نهایت ست آخر نیز 100 درصد 1RM  فرد در یک تکرار انجام می­گردد. فاصله ی استراحتی بین نوبت های تمرینی تقریباً 60 تا 90 ثانیه و فاصله بین ست ها نیز با توجه به منابع و با توجه به این که در روش هایپرتروفی علی رغم خستگی می باید به تکرار حرکات ادامه داد، دو دقیقه در نظر گرفته شد(6).

قراداد مصرف مکمل و دارنما

افرادی که در گروه مکمل قرار داشتند روزانه 2 کپسول 500 میلی گرمی کوئرستین را در 2 وعده ی صبح و شام به مدت 7 روز دریافت کردند(روزانه 1000میلی گرم مکمل کوئرستین)، در حالی که در گروه دارونما نیز روزانه 2 کپسول دکستروز تجویز شد(15، 14). پیش از آغاز پژوهش قوطی های دارای مکمل و دارونما، توسط فردی غیر از پژوهش گر علامت گذاری شدند تا عدم اطلاع پژوهش­گر و آزمودنی ها از نوع کپسول های دریافتی مراعات شود. مصرف مکمل و دارونما زیر نظر همان فرد انجام گردید. مکمل و دارونما از شرکت سولارای کشور آمریکا تهیه شدند. به صورت مستمر از آزمودنی ها خواسته می شد رژیم غذایی معمول خود را حفظ کنند. از آزمودنی ها خواسته شد که در طول مراحل تحقیق به فعالیت روز مره خود ادامه دهند و از ایجاد هرگونه تغییر در فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی اجتناب نمایند.

جمع آورینمونه گیریخونیوروشاندازه گیری:

از هر آزمودنی در دو مرحله خون­گیری به عمل آمد. نخستین نمونه گیری خونی در ساعت های نخستین صبح و در حالت ناشتا یک روز پیش از آغاز برنامه مصرف مکمل و دارونما(24 ساعت پس از برنامه تمرینی مقاومتی) و از محل ورید پیش آرنجی بازوی راست همه آزمودنی ها گرفته شد و به دنبال آن، آزمودنی ها به مدت یک هفته مکمل مصرف کردند و دوباره نمونه­های خونی دوم 24 ساعت پس از اجرای برنامه تمرین مقاومتی(پس از دوره مکمل گیری) با همان شرایط مشابه پیش آزمون، از همه آزمودنی ها جمع آوری گردید(6). قبل از نمونه گیری خونی راهنمایی های لازم در خصوص موارد تاثیر گذار بر پارامترهای مورد اندازه­گیری از قبیل فعالیت بدنی، رژیم غذایی، بیماری و غیره را هم به صورت شفاهی و هم در قالب یک فرم راهنما از محقق دریافت کرده بودند. نمونه خونی در شرایطی از آزمودنی ها گرفته شد که آن ها بعد از 14-12 ساعت ناشتایی شبانه به آزمایشگاه مراجعه کرده بودند و در 24 ساعت قبل از نمونه گیری، فعالیت شدید ورزشی نداشتند و هم چنین شب قبل از جمع آوری نمونه خونی حداقل 8 ساعت خوابیده بودند. در این تحقیق اندازه گیری CRP-hs  وIL-6  توسط کیت پالتینیوم ساخت اتحادیه اروپا شرکت بیوساینس توسط دستگاه 2100 Fax State ساخت کشور آمریکا انجام گردید. در این مطالعه با توجه به رضایت نامه فردی آزمودنی ها و حضور داوطلبانه آن­ها در پژوهش و رعایت ایمنی با نظارت مستقیم پژوهشگر، رعایت موارد اخلاقی در مطالعات انسانی در نظر گرفته شد.

تحلیل آماری:

پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای آزمون آماری، از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه های تکراری(2×2) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها در سطح معنی داری(05/0p<) با بهره گیری از نرم افزار spss19 و Excel انجام گرفت.

نتایج

ویژگی های جسمی آزمودنی ها از جمله سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی آزمودنی ها به تفکیک دو گروه در جدول(1) و مقایسه درون گروهی و بین گروهی متغیرهای تحقیق در دو گروه مکمل و دارونما در جدول(2) نشان داده شده است. پس از مشخص شدن توزیع طبیعی داده ها و همگن بودن واریانس ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و لون، بر اساس نتایج آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه های تکراری(2×2)(جدول-2)، در غلظت CRP و IL-6 سرم در پس آزمون(24 ساعت پس از تمرین مقاومتی وامانده ساز، پس از دوره مکمل گیری) در گروه مصرف کننده مکمل کوئرستین در مقایسه با پیش آزمون(24 ساعت پس از تمرین مقاومتی وامانده ساز، پیش از دوره مکمل گیری) تغییر معنی داری مشاهده نشد. ولی در گروه دارونما افزایش CRP و IL-6 سرم معنی دار بود(05/0p<). از لحاظ آماری افزایش غلظت CRP و IL-6 سرم در پس آزمون در گروه دارونما در مقایسه با گروه مکمل معنی دار بود(05/0p<).

 

 

جدول1- مقایسه بعضی ویژگی های جسمی آزمودنی ها

گروه

سن(سال)

وزن(کیلو گرم)

قد(سانتی متر)

شاخص توده بدن(کیلوگرم بر مربع قد)

مکمل

91/2±75/22

12/11±53/74

22/9±4/180

9/2±8/22

دارونما

13/2±31/22

89/12±21/71

23/6±20/178

7/3±5/22

 

جدول2- مقایسةدرونگروهیوبینگروهیمتغیرهایتحقیقدردوگروهمکملودارونما

تغییرات

مراحل

 

متغیر

بین گروهی

درون گروهی

پس آزمون

M±SD

پیش آزمون

M±SD

گروه ها

03/0*

619/0

43/0± 53/1

27/0±4/1

مکمل

IL-6

(پیکوگرم/ میلی لیتر(

037/0 *

54/0± 3/2

4/0±33/1

دارونما

003/0*

686/0

43/0± 62/1

65/0±58/1

مکمل

CRP

(میلی گرم/لیتر)

02/0*

47/0± 3/2

4/0±45/1

دارونما

*اختلاف معنی دار در سطح 05/0


بحث و نتیجه­گیری

با توجه به نتایج مطالعات پیشین، مشخص شده است که فعالیت های سنگین بدنی موجب افزایش شاخص­های التهابی و بروز آسیب­های عضلانی در ورزشکاران می­شود(18، 17، 14، 4). IL-6 پس از تمرین شدید به میزان 100 برابر افزایش می یابد و سنتز کبدی CRP را تحریک می کند. انقباض شدید عضلانی و نیز آسیب عضلانی ناشی از ورزش محرک های اصلی پاسخ IL-6 به فعالیت بدنی شدید است. سپس این آسیب عضلانی موجب افزایش فرآیندهای ترمیمی شامل ورود ماکروفاژها به عضله می گردد، که خود محرکی برای تولید بیشتر IL-6 می باشد(19). با این حال، در اثر سازگاری با دوره های طولانی تمرین(فعالیت های بدنی منظم)، عوامل ایجاد کننده التهاب و سایتوکاین های التهابی کاهش می یابد. یکی از یافته های فرعی پژوهش حاضر این بود که، یک جلسه فعالیت مقاومتی وامانده ساز باعث افزایش معنی­دار غلظت IL-6 و CRP به عنوان شاخص های اصلی التهاب سلولی، در گروه دارونما شد. نتایج مطالعه حاضر، گزارش های سایر محققان را تائید می کند(14، 11، 10، 7، 5). از آن جمله، در مطالعه بیژه و همکاران، نشان داده شد سطوح پروتئین واکنش­گرC- با حساسیت بالا (CRP-HS )پس از یک جلسه فعالیت قدرتی به طور معنی داری افزایش می‌یابد. این پژوهش­گران اظهار داشتند که افزایش سطوح CRP-HS می تواند به علت تحریک کبد توسط IL-6 مشتق از بافت عضلانی باشد(7). کافی(Coffey) و همکاران گزارش کردند که یک جلسه فعالیت مقاومتی با تکرار بالا، باعث فعال سازی آبشار سیگنالینگ التهابی و درنتیجه افزایش شاخص های التهابی عضلات اسکلتی موش­های نر می گردد(10). دیوزوا و همکاران مشاهده کردند که یک جلسه فعالیت شدید و کوتاه مدت باعث افزایش سطوح شاخص های التهابی در موش­های تمرین کرده می شود(11). فاتوروس و همکاران به دنبال انجام یک جلسه فعالیت مقاومتی دایره ای به مدت 30 دقیقه در 17 مرد جوان سالم گزارش کردند که میزان سطوح  TNF-αو  IL-6 بلافاصله پس از فعالیت افزایش معنی داری می یابد(14). هم چنـین، بـارکویلا و همکاران نیز متعاقب تحقیقی با هدف تعیین تأثیرات یـک تکـرار بیشـینه ی آزمـون پـرس سـینه بـر شاخص های التهابی(پروتئین واکنش­گرC، عامل نکروز دهنده ی تومور آلفا و اینترلوکین-6) در 11 آزمودنی سالم(8 مرد و 3 زن) با جمـع آوری متناوب نمونه های خونی در 1 ،24 ،48 سـاعت و 6 روز پـس از فعالیـت اعـلام کردنـد کـه میـزان فعالیت تمامی شاخص ها افـزایش معنـی داری در مقایسه با قبل از فعالیت داشت(5). فعالیت مقاومتی شدید، به علت دارا بودن انقباضات برون­گرا و پارگی نسوج هم بند، تجمع فزاینده کلسیم درون سلولی و افزایش فشار اکسایشی ناشی از انفجار نوتروفیل ها باعث فعال سازی NF-Kb(به عنوان عامل اصلی در رونویسی عوامل پیش التهابی) و نهایتاً باعث بروز التهاب می شود(14، 10، 7). در مطالعه حاضر مصرف مکمل کوئرستین باعث تعدیل و جلوگیری از افزایش معنی دار غلظت  IL-6وCRP  در گروه دوم(یعنی دریافت کننده مکمل) متعاقب یک جلسه فعالیت مقاومتی وامانده ساز شد. اثرات ضد التهابی کوئرستین در مطالعات in vitro به اثبات رسیده است. کوئرستین از طریق تعدیل NF-kB از تولید و بیان ژن سایتوکین های پیش التهابی جلوگیری می کند(13،4). در مطالعات حیوانی و بخصوص انسانی در باره اثرات مکمل کوئرستین بر التهاب نتایج ضد و نقیض است(35، 30، 28، 27، 15، 12، 8، 3). که ممکن است به دلیل تفاوت در فیزیولوژی گونه و وضعیت های مختلف سطوح التهابی، استرس اکسیداتیو، طول مدت متفاوت مداخله و دوزهای مختلف مکمل باشد. طوری که مطالعات حیوانی به وضوح نشان داده اند که اثرات ضد التهابی کوئرستین وابسته به دوز است(35). با این حال در مطالعه حاضر اثر مصرف مکمل کوئرستین بر التهاب ناشی از فعالیت ورزشی بررسی شد. مطالعات اندکی تاثیر مصرف مکمل کوئرستین را بر پاسخ های التهابی متعاقب فعالیت ورزشی بررسی کرده اند. به عنوان مثال در یک کارآزمایی بالینی توسط نیمان و همکاران دو هفته مکمل یاری با کوئرستین موجب کاهش عوامل التهابی از جمله CRP، IL-6 و IL-10 متعاقب 3 روز فعالیت شدید(3 ساعت در روز) دوچرخه سواری شد(28). در مطالعه عسگری و همکاران 8 هفته مصرف مکمل کوئرستین به همراه ویتامین C باعث کاهش IL-6 وCRP  در ورزشکاران غیر حرفه ای شد(4). در مطالعه فیلیپس(Phillips) و همکاران مصرف مکمل ترکیبی شامل 800 میلی گرم توکوفرول و 300 میلی گرم کوئرستین به مدت 14 روز قبل از فعالیت مقاومتی برون­گرا در مقایسه با دارونما به طور معنی داری از افزایش IL-6 وCRP  حتی تا 3 روز بعد از فعالیت برون­گرای مقاومتی در مردان تمرین نکرده جلوگیری کرد(31). در مطالعه پوندوک و همکاران تحت عنوان بررسی اثرات ترکیبی کوئرستین-رزوراترول(500 میلی گرم کوئرستین و 500 میلی گرم رزواورتول به مدت 21 روز) بر پاسخ­های التهابی و عملکرد ورزشی درمردان غیر ورزشکار، مصرف ترکیبی این مکمل ها باعث کاهش التهاب)  IL-6 و CRP ( و افزایش عملکرد ورزشی شد(33). نتایج این مطالعات با نتایج مطالعه حاضر هم­خوانی دارد. سازوکار اثر کوئرستین در کاهش سطوح مارکرهای التهابی به طور کامل مشخص نشده است. اخیراً اورمنو همکاران گزارش کرده اند که کوئرستین بیان ژن سایتوکین های التهابی)  IL-6وTNFα  ( و رونویسی IL-1B را در ماکروفاژهای انسانی کشت داده شده که در آسیب های عضلانی ثانویه مشارکت دارند را تضعیف می کند. این محققان اعلام کرده اند که کوئرستین اثرات ضد التهابی خود را از طریق مهار NF-Kb اعمال می­کند(29). یافته های چند مطالعه مغایر با نتایج مطالعه حاضر است(31، 24، 22، 21). در مطالعه کونراد و همکاران که به صورت متقاطع با 20 دونده انجام شد.مصرف مکمل کوئرستین(1000 میلی گرم) 15 دقیقه قبل از یک دوی 2 ساعته شدید بر سطوح IL-6 وCRP  پلاسما متعاقب فعالیت وامانده ساز(دویدن با 70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بر روی تردمیل) نداشت. در این مطالعه دویدن شدید باعت افزایش شاخص های التهابی شد ولی مکمل کوئرستین در کاهش آن ها موثر نبود(22). طول دوره مصرف مکمل کوئرستین(یک بار و 15 دقیقه قبل از فعالیت و بدون دوره بارگیری در مطالعه کونراد در مقابل مصرف مکمل کوئرستین به مدت 7 روز در مطالعه حاضر) می تواند عامل احتمالی ناهم­سویی یافته ها باشد. بنابراین، احتمالاً برای موثر بودن کوئرستین بر التهاب نیاز به مصرف طولانی مدت تر آن است، و احتمالاً 15 دقیقه، زمان کافی برای تحریک سازوکار ضد التهابی توسط کوئرستین نیست. در مطالعه کوین و همکاران مصرف مکمل کوئرستین(1000 میلی گرم در روز) به مدت 7 روز تاثیری بر نشان­گرهای آسیب عضلانی و التهاب) IL-6 وCRP  ( متعاقب تمرینات مقاومتی برون­گرای خم کننده های آرنج نداشت. در این مطالعه تمرین محرک کافی برای افزایش این نشان­گرها نبود و کوئرستین پلاسما 5 روز پس از آخرین روز مکمل گیری در حد معنی داری بالا بود(21). در مطالعه دیگری توسط استون و همکارن 2008، 6 هفته مصرف مکمل کوئرستین(1000میلی گرم در روز) قبل از 3 روز دوچرخه سواری(روزانه 3 ساعت با 57 درصد حداکثر کار) تاثیری بر ظرفیت آنتی اکسیدانی و CRP در اثر 3 روز فعالیت با دوچرخه در ورزشکاران نداشت(36). در این مطالعه IL-6 اندازه گیری نشده بود. پروتکل تمرینی استفاده شده در مطالعات ذکر شده حجم و شدت لازم را برای تحریک تولید شاخص های التهابی را نداشت(36، 21). در حالی که در مطالعه حاضر تمرین باعث افزایش معنی دار  IL-6وCRP  در گروه دارونما شد. بنابراین احتمالاً کوئرستین نمی تواند میزان این شاخص ها را کمتر از حد فیزیولوژیک کاهش دهد. طوری که در طی مطالعه ای در افراد سالم که سطوح استرس اکسیداتیو و سیتوکین های طبیعی داشتند، دریافت کوئرستین تأثیری بر TNFα نداشت(8). در مطالعهلیسا و همکاران،با هدف تاثیر مصرف مکمل کوئرستین به تنهایی(450 میلی گرم) و در ترکیب با رزوراترول(120 میلی گرم رزوراترول و 225 میلی گرم کورستین در روز به مدت 6 روز) بر شاخص های التهابی پس از فعالیت ورزشی(یک ساعت دویدن با 80 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) در ورزشکاران، شاخص های التهابی پس ازفعالیت ورزشی به طور معنی داری افزایش یافت ولی مکمل کوئرستین به تنهایی و در ترکیب با رزورارتول تاثیری در جلوگیری از افزایش آن ها پس ازفعالیت ورزشی نداشت(24). قـرارداد مصرف مکمل کوئرستین(1000 میلی گرم کوئرستین در روز به مدت هفت روز در مطالعه حاضر، در مقابل 450 میلی گرم در روز کوئرستین و یا 225 میلی گرم کوئرستین در ترکیب با 120 گرم رزوراترول، به مدت 6 روز در مطالعه لیزا و همکاران) مـی توانـد از جملـه دلایـل احتمالی تفاوت و تضاد نتیجه ی مطالعه ی حاضـر با یافته های مطالعه فـوق الـذکر باشـد. طوری که در مطالعات حیوانی نشان داده شد که اثر ضد التهابی کوئرستین یک اثر وابسته به دوز است(35). برای دستیابی به حقایق بیشتر در زمینۀ آثار ضد التهابی کوئرستین در انسان احتیاج به مطالعات بیشتری می باشد. ازجمله محدودیت هاى مطالعه حاضر مى توان به حجم کم نمونه ها در هر گروه(اگر چه توزیع داده ها نرمال بود، اما تعداد زیاد آزمودنی ها، باعث افزایش دقت آماری و کاهش خطاهای استاندارد می شود) و عدم محاسبه دریافت کوئرستین رژیم غذایی آزمودنی ها به دلیل محدودیت مالى اشاره کرد. یک محدودیت دیگر این مطالعه عدم اندازه گیری دیگر عوامل التهابی به خصوص IL-8  و IL-10 است. انجام مطالعات آتى با حجم نمونه بیشتر با دوزهای مختلف مکمل کوئرستین به همراه کنترل دقیق رژیم غذایی دریافتی پیشنهاد مى گردد. به طور کلی نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که یک جلسه فعالیت ورزشی مقاومتی باعث افزایش سطوح شاخص های التهابی) IL-6 وCRP  ( در مردان جوان می­شود. با وجود این، 7 روز مصرف مکمل کوئرستین از افزایش این شاخص ها جلوگیری می کند. در مجموع با توجه به یافته های پژوهش حاضر و صرف نظر از محدودیت های آن(حجم کم نمونه ها و غیره)، و با در نظر گرفتن جوانب احتیاط می توان به افراد جوان توصیه نمود که به منظور تعدیل التهاب ناشی از فعالیت های ورزشی از مکمل سازی کوئرستین استفاده کنند.

تشکر و قدردانی

بدین وسیله از آزمودنی های مطالعه حاضر و تمام کسانی که به نحوی در اجرای این مطالعه همکاری داشته اند، صمیمانه تشکر و قدر دانی می شود.

1.Aguirre, L., Arias, N., Macarulla, MT., Gracia, A., Portillo, MP. (2011). Beneficial effects of quercetin on obesity and diabetes. Open Nutraceuticals J, 4; 189-98.

2.Albert, MA., Glynn, RJ., Ridker, PM. (2004). Effect of physical activity on serum Creactive protein. Am J Cardiol, 93; 221-5.

3.Askari, G., Ghiasvand, R., Feizi, A., Ghanadian, SM., Karimian, J. (2012). The effect of quercetin supplementation on selected markers of inflammation and oxidative stress. J Res Med Sci, 17; 637-41.

4.Askari, G., Ghiasvand, R., Hajishafiee, M., Akbari, F. (2012). The effects of quercetin supplementation on endothelial function, oxidative stress, athletic performance, inflammatory biomarkers and muscle damage indices in athletes. Journal of Isfahan Medical School, 29(165); 222-230.

5.Barquilha, G., Uchida, M., Santos, V., Moura, N., Lambertucci, R., Hatanaka, E. (2011). Characterization of the effects of one maximal repetition test on muscle injury and inflammation markers. Web Medcentral Physiol, 2(3); 1-8.

6.Barzinjah, SP., Dabidy Roshan, V. (2015). Effects of ginger root on inflammatory and anti-inflammatory response induced by Delorme resistance training in male volleyball players. Scientific Journal of Kurdistan University of Medical Sciences, 21; 89-99.

7.Bizheh, N., Rashidlamir, A., Zabihi, A., Jaafari, M. (2011). The acute effects of strength training on inflammatory markers predicting atherosclerosis: a study on inactive middle-aged men. Tehran University Medical Journal, 69(3); 204-209.

8.Boots, AW., Wilms, LC., Swennen, EL., Kleinjans, JC., Bast, A., Haenen, GR. (2008). In vitro and ex vivo anti‑inflammatory activity of quercetin in healthy volunteers. Nutrition, 24; 703‑10.

9.Brzycki, M. (1993). Strength testing-predicting a one-rep maxfrom a reps-to-fatigue. J. Phys. Health Edu. Recreat.Dance, 64(1); 88-90.

10.Coffey, VG., Reeder, DW., Lancaster, GI., Yeo, WK., Febbraio, MA., Yaspelkis, BB., Hawley, JA. (2007). Effect of high-frequency resistance exercise on adaptive responses in skeletal muscle. Medicine & Science in Sports & Exercis, 39(12); 2135-2144.

11.Duzova, H., Karakoc, Y., Emre, MH., Dogan, ZY., Kilinc, E. (2009). Effects of acute moderate and strenuous exercise bouts on IL-17 production and inflammatory response in trained rats. Journal of Sports Science and Medicine, 8(2); 219-224.

12.Egert, S., Bosy‑Westphal, A., Seiberl, J., Kürbitz, C., Settler, U., Plachta‑Danielzik, S. (2009). Quercetin reduces systolic blood pressure and plasma oxidised low‑density lipoprotein concentrations in overweight subjects with a high‑cardiovascular disease risk phenotype: A double‑blinded, placebo‑controlled cross‑over study. Br J Nutr, 102;1065‑74.

13.Erdman, JW Jr., Balentine, D., Arab, L., Beecher, G., Dwyer, JT., Folts, J. (2007). Flavonoids and heart health. In: proceedings of the ILSI north america flavonoids workshop. J Nutr, 137; 718S‑37.

14.Fatouros, I., Chatzinikolaou, A., Paltoglou, G., Petridou, A., Avloniti, A., Jamurtas, A. (2010). Acute resistance exercise results in catecholaminergic rather than hypothalamic-pituitary-adrenal axis stimulation during exercise in young men. Stress, 13(6); 461-468.

15.Garcia-Mediavilla, V., Crespo, I., Collado, PS., Esteller, A., Sanchez-Campos, S., Tunon, MJ. (2007). The anti-inflammatory flavones quercetin and kaempferol cause inhibition of inducible nitric oxide synthase, cyclooxygenase-2 and reactive C-protein, and down-regulation of the nuclear factor kappa B pathway in Chang Liver cells. Eur J Pharmacol, 557(2-3); 221-9.

16.Goktepe, M., Gunay, M. (2012). The effect of quercetin administration on exercise, free radical and antioxidant enzym levels. J Nutrition, 1; 2148-1148.

17.Hirose, L., Nosaka, K., Newton, M., Laveder, A., Kano, M., Peake, JM. (2004). Changes in inflammatory mediators following eccentric exercise of the elbow flexors. Exerc Immunol Rev, 10; 75-90.

18.Hojjat, Sh., Sirvan, A., Goly, MA. (2014). The impact of omega-3 fatty acid supplementation on inflammatory marker CRP and serum markers of cell damage after a bout of resistance exercise in young male handball players. Journal of Sports Sciences, 11(5); 159-175.

19.Kasapis, C., Thompson, PD. (2005). The effects of physical activity on serum  C-reactive protein and inflammatory markers: a systematic review.  J Am Coll Cardiol, 45(10); 1563-9.

20.Kempf, K., Herder, C., Erlund, I. (2010). Effects of coffee consumption on subclinical inflammation and other risk factors for type 2 diabetes: a clinical trial. Am J Clin Nutr, 91; 950-7.

21.Kevin, S., Fallon, O., Diksha Kaushik, B., Michniak-Kohn, C., Patrick Dunne, E., Zambraski, J. (2012). Clarkson. effects of quercetin supplementation on markers of muscle damage and inflammation after eccentric exercise. International Journal of Sport Nutrition and Exercise Metabolism, 22; 430 -437.

22.Konrad, M., Nieman, DC., Henson, DA., Kennerly, KM., Jin, F., Wallner-Liebmann, SJ. (2011). The acute effect of ingesting a quercetin-based supplement on exercise-induced inflammation and immune changes in runners. International Journal of Sport Nutrition and Exercise Metabolism, 21(4); 338-346.

23.Kraemer, WJ., Adams, K., Cafarelli, E., Dudley, GA., Dooly, C. (2002). Progression models in resistance training for healthy adults. Med Sci Sports Exerc, 34(2); 364-80.

24.Lisa, S., Mc Anulty, Lindsey, E., Miller, Peter, A., Hosick, Alan C., Utter, John C., Steven R. (2013). Effect of resveratrol and quercetin supplementation on redox status and inflammation after exercise. Appl. Physiol. Nutr. Metab, 38; 760–765.

25.Moonikh, KH., Kashef, M., Azad, A. (2015). Effects of 6 weeks resistance training on Body Composition, Leptin and muscle strength in non-athletic men. J ofoge danesh, 21(2); 135-140. [Farsi]

26.Nieman, DC. (2010). Quercetin’s bioactive effects in human athletes .Current Topics Innutraceutical Research, 8, (1); 33-43.

27.Nieman, DC., Henson, DA., Gross, SJ., Jenkins, DP., Davis, JM., Murphy, EA. (2007). Quercetin reduces illness but not immune perturbations after intensive exercise. Med Sci Sports Exerc, 39(9); 1561-9.

28.Nieman, DC., Henson, DA., Maxwell, KR., Williams, AS., McAnulty, SR., Jin, F. (2009). Effects of quercetin and EGCG on mitochondrial biogenesis and immunity. Med Sci Sports Exerc, 41(7); 1467-75.

29.Overman, A., Chuang, CC., McIntosh, M. (2011). Quercetin attenuates inflammation in human macrophages and adipocytes exposed to macrophage-conditioned media. International Journal of Obesity, 35(9); 1165–1172.

30.Pearson, TA., Mensah, GA., Alexander, RW., Anderson, JL., Cannon, RO., Criqui, YY. (2003). Markers of inflammation and cardiovascular disease. Circulation, 107(3); 499–511.

31.Phillips, T., Childs, AC., Dreon, DM., Phinney, S., Leeuwenburgh, C. (2003). A dietary supplement attenuates IL-6 and CRP after eccentric exercise in untrained males. Medicine and Science in Sports and Exercisو 35(12): 2032–2037.

Pikulski M, Brodbelt JS. Differentiation of flavonoid glycoside ısomers by using metal complexation and electrospray ıonization mass spectrometry. J am soc mass spectrom. 2003; 14(12); 1437-53.

32.Punduk, Z., Hismiogullari, AA., Yavuz, O., Rahman, K. (2015). The dietary combination of quercetin and resveratrol supplementation may improve exercise tolerance in young untrained males by modulating il-6 and ngal response. American Journal of Sports Science, 3(2); 29-35.

33.Ramezani, A., Moonikh, K. (2017). Effect of quercetin supplementation on oxidative stress and exhaustion in male soccer players. JMP, 2(62); 136-144.

34.Rivera, L., Morón, R., Sánchez, M., Zarzuelo, A., Galisteo, M. (2008). Quercetin ameliorates metabolic syndrome and improves the inflammatory status in obese Zucker rats. Obesity (Silver Spring), 16; 2081‑7.

35.Steven, R., McAnulty, Lisa S., McAnulty, David C., Nieman, John C., Quindry, Peter A., Hosick, Matthew H. (2008). Chronic quercetin ingestion and exercise-induced oxidative damage and inflammation. Appl. Physiol. Nutr. Metab, 33(2); 254-262.

36.Suen, J., Thomas, J., Kranz, A., Vun, S., Miller, M. (2016). Effect of flavonoids on oxidative stress and inflammation in adults at risk of cardiovascular diseasea systematic. Review. Healthcare, 144(3); 278-83.